برترین های کیمیا نیوز را هم ببینید هم بخوانید

دوشنبه, ۱۸ فروردین ۱۳۹۹

گفت‌وگو با اکبر زنجانپور درباره صحنه، نمایش، گذشته و... (بخش دوم)

 
گروه تئاتر- احمدرضا دانش: بخش نخست گفت و گو با اکبر زنجانپور بازیگر کهنه کار تئاتر و تلویزیون و سینما به گذشته تئاتر و معضلات ریز و درشت آن اختصاص داشت و خواندیم که زنجانپور با دلایل متعدد یکی از مخالفین خصوصی سازی تئاتر است. در ادامه زنجانپور موشکافانه از تفاوت بازی در سینما و تلویزیون با روی صحنه رفتن گفته و زحمتی که باید برای این حرفه در تئاتر کشیده شود. نقاط قوت و ضعف نمایشنامه نویسی را نیز بررسی کرده است.

اگر صرفا درباره بااستعدادها صحبت کنیم، قبول دارید که بازیگرحرفه ای باید از تئاتر بیاید؟
- خیر.هیچ بایدی وجود ندارد. گاهی می بینید بازیگری می آید مدتها در تئاتر کار می کند اما بعدا در سینما سوپراستار می شود. نباید این موقعیت را از او گرفت و یا بازیگری در سینما موفق نشده اما در نقش هملت در تئاتر موفق است.پس باید به آن بپردازد .اما قانون خاصی وجود ندارد
اما تجربه ثابت کرده کسی که از تئاتر شروع کرده موفق تر است...
- بله. اگر فردی استعداد داشته باشد از تئاتر کارش را شروع کند موفق است اما امروز بی استعداد ها زیاد هستند حالا هرجا بازی کند فرقی نمی کند.ضمن اینکه برخی برای کسب اعتبار به تئاتر می آیند.مگر در تئاتر اعتبار می فروشند؟ باید در تئاتر زحمت کشید.
مشکل دیگری که در بازیگری داریم این است که آموزشگاه های بازیگری داریم که دست بزرگان است اما بازیگرانی که از این آموزشگاه ها بیرون می آیند ، استعداد ندارد. این گل به خودی ها را چه کنیم؟برخی آموزشگاه دارها هم برای اینکه تبلیغ آموزشکاهشان را بکنند از نفوذخود استفاده کرده،ترتیب بازی هنرآموزانشان را در پروژه ها می دهند.
- باید از خودشان پرسید.من خانه نشین چه می توانم بکنم؟کاری از دست من و امثال من بر نمی آید. وقتی کسی به فکر جوان ها نیست چه باید کرد. این جوان ها شاید فرزند خود این ها هم باشئ؟ حاضرند با بچه خودشان چنین کاری بکنند؟ واقعا نمی دانم چه باید کرد.
بگذریم درباره تفاوت های بازیگری در تئاتر با سینما و تلویزیون بگویید؟ مثلا مقوله اغراق در بازیگری که بیشتر در تئاتر استفاده می شود
- رابرت دنیرو بازیگری است که هم در تئاتر وهم در سینما کار می کند و همانطور که می دانید استعداد برتر بازیگری است اما در جلوی دوربین اغراق نمی کند.این هم بهانه است. می گویند چون تئاتر کار نکردم بازی ام سینمایی است!اغراقی وجود ندارد. در تئاتر اغراق نیست زمانیکه بازیگری را بلد نیستند این واژه ها را به کار می برند. تفاوتی بین بازیگری سینما و تئاتر نیست اما ممکن است در سینما یک سری اتفاقات از طرف کارگردان  بیفتد که ربطی به بازیگر ندارد. به عنوان مثال، اگر فیلم سینمایی پدرخوانده به روی صحنه می رفت ممکن بود مفهومی تر باشد وچون دوربین و زوم وجود ندارد صداها بلندتر باشد در همین حد.چون در سینما دوربین و نور بیشتر به کمکمی آید بازی ها ممکن است کمی آرامتر و مفهومی تر دیده شود. نمی توان گفت چون در تئاتر است برای آن ریتم ایجاد کنیم چنین چیزی وجود ندارد در سینما کارگردان نور به صورت مارلون براندو می دهد و مشخص تر است این ها همه مواردی است که به کمک بازیگر می آید و مفهوم را بهتر نشان می دهد درحالیکه تئاتر این چیزها را ندارد.
قبل تر ها شاهد بودیم تقسیم بندی بین نمایش ها وجود داشت.یعنی نمایش هایی که جدی تر و مفهومی تر بود در تئاتر شهر و سنگلچ اجرا می شد و سطحی تر ها در لاله زار اجرا می رفت اما امروز بدین شکل نیست و هرتئاتری ممکن است در سالن اصلی اجرا رود.یعنی ساختمان ها هم شانی داشتند.شما در مصاحبه ای گفته بودید ساختمان تئاترشهر شکسته تر از سنی که دارد به نظر می آید.یا سنگلج و.. این مشکل از کجا ناشی می شود؟
- این را باید از مسئولین و برنامه ریزان سالن ها پرسید. یکی از چیزهایی که به تئاتر شهر لطمه زد و آنرا پیر کرد این بود که آنجا را تنها برای یک سالن ساخته بودند و بقیه سالن هایی که امروز در کنار آن وجود دارد سرویس دهنده به سالن اصلی بود. اما امروز شاهدیم که همه انها هم سالن نمایش شده درحالیکه نباید اینچنین باشد. البته چارسو هم اضافه شد که لطمه ای به سالن اصلی نزد.اگر سالن کم است باید ساخته شود نه اینکه یک سالن را به چند سالن تبدیل کنیم.زمانی که از هر جایی این همه مخاطب ورود و خروج می کند و همه جارا به سالن تبدیل کرده اند تا همه کار کنند خوب نیست. به نظر من همه نباید کار کنند تنها کسانی که امتحان پس دادند باید کار کنند. این ها ساختمان را نابود می کند و مهمترین مساله که امیدوارم هیچ وقت پیش نیاید این است که در انجا خدایی نکرده اتفاقی یا آتش سوزی رخ دهد نمی دانم باید چه کرد!  زیرا در سالن های پایین به هیچ وجه راه نجاتی وجود ندارد. من عمرم را آن جا گذرانده ام و می دانم راهی نیست. اما اگر فقط سالن اصلی باشد جای فرار زیاد است . باید در صورت حوادث اینچنینی مسئولی هم پاسخگو باشد.معضلات ریشه ای است و تنها اینکه اجرا کنند نیست.این سالن سرمایه ملی است که درحال از بین رفتن است زیرا در حال فرسوده شدن است. سن زیادی هم ندارد.سال 51 افتتاح شده... 43 سال است که افتتاح شده.چندی پیش یکی از مسئولین تصورش بر این بود که هفتاد و چند ساله باشد زیرا فرسوده شده است و بیشتر از ظرفیتش ازآن کار گرفته اند و سرویس مناسبی هم به آن نداده اند.
شاهدیم که تئاتر ما همچنان وامدار چخوف  وبرشت و ... است البته نمایشنامه ایرانی هم اجرا می شود اما عموما دچار ضعف هستند. دلیلش چیست؟ این همه نویسنده فاخر ایرانی داریم و مفاخر ادبی مان هم کم نیست دلیل این همه گرایش به اونیل و شکسپیر و چخوف چیست؟
یکی از مشکلات متن های ایرانی ضمن احترام به همه انها این است که نویسنده مثلا از فلان پرسوناژی که می نویسد بدش می اید و تمام نظرات خودش درباره نقشی که دوست ندارد را به آن اضافه می کند.یعنی نقشها بدون دخالت نویسنده در کار قرار نمی گیرند. یعنی نویسنده از شخصیتی که خلق کرده در دنیای خودش به ان اضافه می کند به همین دلیل از مفهوم نمایش جدا می افتد اما خودم مدتی است که دارم بر روی متون ایرانی کار می کنم و شاید کاری از آقای اکبر رادی را به صحنه ببرم.
چرا نمایشنامه ایرانی به حد و اندازه خارجی ها نمی رسد؟
-در کل دنیا از ابتدای تاریخ نمایش،نویسنده های بزرگی که در همه جا متن هایشان را کار می کنند به 20 عدد هم نمی رسد. ضمن اینکه نویسنده تئاتر درجه یک خیلی کم است در طول سه هزار سال تاریخ و کل کره زمین نباید توقع داشته باشیم که نویسنده های ما جز ان 20 نفر باشند. خیلی کشورها ندارند و اگر دارند هم شرایط کار فراهم نیست تا دیده شوند و رشد کنند.
مثلا بیضایی ما نمی تواند یک نمونه برای نمایشنامه نویس خوب باشد؟
- چرا می تواند. اما شاید نمی تواند جهانی باشد. جهانی بودن یعنی شناسنامه جهانی داشته باشد.
کسی مثل فردوسی هم نمی تواند منشا نگارش قرار بگیرد؟
- فکر فردوسی جهانی است اما ایا می تواند نمایشنامه شود؟ تجربه نشده...ضمنا فردوسی ابرمردی است که نمی توان همینجوری نزدیکش رفت. جواب مشخص نمی توان به این سوالات داد اما باید شرایطی فراهم شود تا نویسنده بتواند بنویسد و اجرایش را ببیند. وقتی اجرا را نبیند انگار ننوشته است.چون چیزی می نویسد که نیاز به تماشا شدن دارد.متن ادبی نمی نویسد..وقتی کار نویسنده در محک دیده شدن قرار نمی گیرد رشد نمی کند. استعدادها هستند اما باید شرایط ان فراهم شود تا رشد کند.مثلا شما ببینید در دوره سامانیان متفکرهای زیادی در زمینه های مختلف داریم. باید شرایط شکوفایی فراهم میشد.
پس شما همچنان شرایط را ملاک شکوفایی استعدادها می دانید؟
- استعداد ها وجود دارند اما باید با آنها مهربان بود و به آنها رسیدگی کرد.
فکر نمی کنید برای جذب مخاطب امروز باید از داستان های ایرانی تر استفاده کرد؟
- بله قبول دارم. اما باید نویسنده ای باشد تا بنویسد. هر کاری را اگر اجرا شود کار بعدی هم بوجود می آید. نمی توانیم بگوییم 30 نمایشنامه می دهیم تا نوشته شود و حتما اجرا شود. باید شرایطی فراهم شود تا کارگردان ها و نویسنده ها  کارهایشان را به صحنه ببرند.و خیالشان راحت باشد تا رشد کنند.
قصه در سینما بسیار مهم است و اکثر فیلم هایی که فروش ندارند درواقع قصه ندارند این قصه به همان اندازه که در سینما مهم است در تئاتر هم مهم است؟
نمی دانم چه بگویم.مثلا در سینمای شهید ثالث یا تاریوفسکی قصه وجود ندارند ولی سینمای مابی هستند و همیشه می توان آن ها را تماشا کرد. ضمن اینکه نگاه انها بسیار مهم است.اینجا هم نمی توان برای ان متر گذاشت که اگر متن خوب باشد سینما نجات پیدا کند. من میگویم کمک کننده است اما تنها عامل مهم نیست همه عوامل خوب باید دست به دست هم دهد تا کار خوب ساخته شود.مهم این است که اتفاق درست بیافتد.
شما مثالی درباره بازی مارلو براندو زدید. در تئاتر حرکت جزئی از بازیگری است و بسیار هم مهم است.مثلا در آموزش بازیگری  در فیلم های جان فورد افتادن از اسب را در 5 مدل تعبیر می کردند و حرکات را تحلیل می کنند.حرکت در بازیگری چیست؟
در تئاتر این موضوع هم اصل نیست. همچنان که در زندگی هم حرکت داریم.مانند کره زمین و اعضای بدن خودمان .. در صحنه هم همین ها را داریم اما اینکه چطور استفاده شود مهم است. باید در موجزترین حرکت بیشترین معنا را منتقل کنیم. مانند میکل آنژ که می گوید من از سنگ اضافاتش را می گیرم.در نقش هم نباید حرکت اضافه داشته باشیم. در نقش ها حرکت باید در جهت شخصیت باشد. هملت یک شاهزاده است حرکت او با یک ادم کوچه بازار فرق می کند. حرکت نقش را معرفی می کند و هر بازیگری اجازه ندارد هر حرکتی را انجام دهد.حرکت ها نقش را معرفی می کند.
آقای زنجانپور بازیگر مولف یعنی چه؟
- نمی دانم!
جور دیگری می پرسم.یک بازیگری نقشی را ایفا می کند و می گویند شخصیت درست کرده وبازیگر دیگر تیپ درست کرده شما به این موارد در بازیگری اعتقاد دارید؟
- بازیگر وظیفه دارد نقشش به صورت شخصیت خلق کند. زیراکار دیگری ندارد باید از طریق نگاه ، بیان و حرکت شخصیت بسازد تا نقش زنده شود.
فرض را میگذاریم بر اینکه کارگردان بزرگی در تئاتر است که قرار است هملت را در 10 اجرای متفاوت کار کند. همه بازیگر های نقش های دیگر در این نمایش ها مشترک هستند ومیزانسن ها و دیالوگ ها هم یکی است. فقط در این 10 اجرا نقش های هملت 10 نفر مختلف باشند. و هر 10 نفر هم هملت را عالی بازی می کنند و هر 10 نفر همان حرکت ها را هم دارند. اما 10 بازی عالی و متمایز از هم می بینیم که همه باهم فرق می کنند.چون 10 ادم دارند بازی می کنند. مهم تجربه و تصاویری است که هر کدام از این بازیگرها به آن رسیده اند  و همان تصاویری که ما نمی بینیم بازی انها را متفاوت می کند.پس بازیگرخوب خلاق است نمی شود گفت مولف است یا نیست ولی نقش را خلق می کند.
و برسیم به استاد سمندریان؟
- ای بابا.. با سمندریان زندگی کردیم. مرد بزرگی بود و کارگردان بزرگی بود. جای خالی اش الان احساس می شود.کسی بود که بازیگر تحویل جامعه می داد و دلسوز تئاتر بود.الان هیچ کس دلسوز تئاتر نیست. در 23 سالگی ام نقش یک 50 ساله را به من داد.شاید نقش یک مرد 70 ساله را بتوان با گریم بازی کرد اما یک نقش میانسال عاشق کارگر را یک جوان به سختی می تواند دراورد..کار خوبی شد و ضبط تلویزیونی هم شد. ملاقات بانوی سالخورده را در سال 51 با او داشتیم البته در سری جدید ان نقش را پیام دهکردی بازی کرد. شنیده بودم سر کلاس ها از بازی های در سکوت من تعریف کرده بود. می گفت اکبر در سکوت 5 دقیقه نفس تماشاگر راخفه کرد...اخرین کارم با او در سال 1380 بود که هشت ماه با هم تمرین های جسته گریخته داشتیم برای نمایش گالیله که من بازی می کردم اما نشد اجرا کنیم.هم اون ناکام رفت و هم ما ناکام شدیم.
خودتان نمی خواهید نمایشی را به صحنه ببرید؟
- 2 سال است کارگردانی تئاتر نکردم. سال 92 اخرین کارم دایی وانیا بود و نمیدانم کار بعدی ام کی باشد. البته اشاره کردم که قصد دارم کار منجی در صبح نمناک از آقای رادی را به صحنه ببرم.
الان چه کاری می کنید؟
- الان هیچی.. سکوت هنری (می خندد)
در کارنامه هنری تان دو نقش شاخص در سریال های ولایت عشق و تنهاترین سردار را دارید که مردم بیشتر شمارا با آن ها می شناسند. بین آثار سینمایی و تلویزیونی  کدام کارهایتان را بیشتر دوست دارید؟
عطر گل یاس، ولایت عشق  و مختارنامه را در سریال ها و در تئاترهای تلویزیونی که زیاد هستند مانند شنل که اولین تئاتر رنگی تلویزیون بود با جعفر والی که با استقبال زیادی هم مواجه شد. در سال 58 و 59 در حدود 10 بار پخش شد و بسیار موفق بود.در فیلم های سینمایی هم شطرنج باد و گزارش یک قتل را خیلی دوست دارم.
شما در  سریال «تنهاترین سردار» نقش معاویه را بازی کردید و این درحالی بود که بهزاد فراهانی هم در سریال امام علی (ع) نقش معاویه را بازی کرده بود و خیلی هم جا افتاده بود. شما دقیقا می خواستید همان برهه و ادامه انرا بازی کنید. این مسئله چقدر در کار تاثیر داشت؟
 - تاثیری نداشت زیرا زمانی که ما فیلمبرداری را اغاز کردیم هنوز سریال امام علی (ع) پخش نشده بود و من ان نقش را ندیده بودم .ما در استودیو داشتیم دوبله می کردیم  که سریال امام علی ع پخش شد.
در مورد نقش معاویه نگرانی نداشتید؟
- خیر زیرا مسابقه نداشتیم. من نگاهی دارم و بهزاد فراهانی هم نگاهی دیگر داشت.
در این دو سریال که بسیار هم مهم بودند نقش منفی داشتید و نقش منفی در مقابل یک معصوم بود که حساسیتش را بیشتر می کرد. درباره این دو نقش صحبت می کنید که چطور ارائه کردید؟
- اشاره خوبی کردید به نقش مقابل معصوم...نفش مقابل معصوم مهم است . من کاری که کردم مخصوصا در ولایت عشق این بودکه اصلا منفی بازی نکردم. زیرا وقتی منفی بازی کنی از ابتدا به مخاطب شناسنامه می دهی ولی من سعی کردم آن آدم را از زاویه خودش به اجرا بگذارم . فضل بن سهل فکر می کند کارش درست است پس من باید لحظات آن ادم را بازی کنم و جالب است که  اگر اینگونه باشد همین آدم وقتی در مقابل معصوم قرار می گیرد متوجه می شود که هیچ چیزی نیست. سعی می کنم لحظلتی را بازی کنم تا ابهت نقش معصوم را و الوهیت آن نقش را بهتر بتوانم نشان دهم و تنها قصدم این بود.
در ولایت عشق نقش خوبی داشتید که بسیار کلیدی بود درواقع بار سریال بر روی این نقش بود وآقای فخیم زاده ریسک نکرد تا این نقش را به بازیگر دیگری بدهد و بازیگر خوبی را انتخاب کرد.در این سریال در جایی مامون فهمید که فردی که به او اطمینان دارد به او ضربه می زند و نقطه اوج سریال در همین جا بود. حساسیت نقش خیلی خوب بود. درباره فضل بن سهل بیشتر صحبت کنید؟
- من سعی کردم لحظات تاریخی را پیدا کنم نه لحظاتی که یک بازیگر می خواهد مفهومی از نقش را ارائه دهد. به دنبال این بودم که این شخصیت در تاریخ چه کرده است ودنبال پیدا کردن نقش نبودم. به دنبال این بودم که حساسیت های تاریخ در آن دوره خاص چیست و فضل چه کار می کند. اگر می‌خواستم شکل دیگری بازی کنم نقش خصوصی می شد و نباید اینطور می شد چون نقش تاریخی بود و بازیگر اجازه ندارد به ان شخصی نگاه کند.هرچقدرسالم تر به نقش نگاه کنی به صلابت کار نزدیکتر می شوی و این در صورتی اتفاق می افتد که اضافات در کار گرفته شود.
اگر در چند جمله بخواهید برای بهتر شدن وضعیت تئاتر پیشنهاد هایی بدهید چه می گویید؟
- باید آدمهایی که اهل تئاتر هستند شناسایی بشوند. تعارف و شوخی را کنار بگذاریم.زمانیکه یکی می گوید من بهترینم نباید قبول کنیم باید دید زمینه کاری و نقطه نظراتش چیست. آدم های حرفه از این نظر که مولفه هنری داشته باشد و دلواپس و نگران هنر باشد و در این زمینه بتواند کار کند. باید کار را به کاردان بسپارند و خرج انها کنند.لزومی ندارد در پایان سال هنری بگوییم 5 هزار تا کار کردیم. ای کاش بگوییم 50 کار هنری داشتیم اما کارهایی که بشود پشت انها بایستیم و از انها دفاع کنیم و افتخار کنیم. کم گوی و گزیده گوی چون در... کارها باید مجکم باشد نه زیاد..و به وسیله ادم های حرفه ای که دلشان برای تئاتر می تپد انجام شود که به دنبال کشف حقایق از طریق تئاتر هستند.
چرا فرهنگ تئاتر رفتن نداریم چگونه باید این فرهنگ را ایجاد کنیم؟سیروس الوند میگفت مردم در لندن ساعت 9 صبح هم به تماشای تئاتر می روند..
- زیرا تئاتر در کشور ما شوخی است .درحالیکه اگر مردم متوجه شوند که تئاتر حرف دل انها را می گوید با شوق و ذوق می روند.و هر ساعتی باشد می روند.در واقع آن هنرمندان واقعی می توانند چنین آثاری خلق کنند اما نتیجه کار شلوغ کن ها همین می شود که مردم نمی بینند...
به اول بحث برگردیم.همانطور که شما خودتان هم در ابتدای صحبت هایتان گفتید در گذشته در مدارس تئاتر اجرا می شد اما امروز به هیچ وجه چنین چیزی را در مدارس نداریم. به نظر شما آموزش و پرورش تا چه اندازه باید به این موضوع بپردازد؟
- تئاتر باید از آموزش و پرورش شروع شود و جزو وظایف آموزش و پرورش باشد. این همه دانشجو و فارغ التحصیل تئاتر هستند که می توانند انها را جذب کنند تا در مدارس دخترانه و پسرانه درس بدهند و اجرا کنند. زیرا تئاتر زندگی را برای بچه ها زیباتر می کند.
حرف آخر؟
- حرف آخرم حرف اولم است. آرزو می کنم جوان های این سرزمین، انهایی که ذوق هنر دارند به هدفشان برسند تا آدم ها ذره ای بیشتر احساس خوشبختی کنند.

برچسب ها کیمیا نیوز

تماس با مدیر مسئول

مهدی جاوید پور

 

 

ایمیل : 

javidpoorjournalist@gmail.com

کیمیا نیوز در شبکه های اجتماعی