برترین های کیمیا نیوز را هم ببینید هم بخوانید

دوشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۶

«پس‌افتادگی»

مطابق آخرین آمارهای منتشرشده از سوی بانک مرکزی، میزان سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی در سال ٩٤، حدود ١٣ هزار میلیارد ریال بوده که نسبت به سال ٩٣، ٢٧,٩ کاهش داشته است. در سال‌های ٩٢ و ٩٣ نیز سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی از رشد بسیار نازلی معادل ٠,٢ درصد برخوردار بوده که البته در مقایسه با سال ٩١  امیدبخش بود.

 

سرمایه‌گذاری کشاورزی در سال ٩١ به نسبت سال ٩٠، کاهش ٤١,٤ درصدی را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. اگر بخواهیم رشد سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی را بین سال‌های ٩٤ و ٩٠ مقایسه کنیم، رقم مأیوس‌کننده‌تری خواهیم یافت. از سال ٩٠ تا ٩٤ ما در بخش کشاورزی با کاهش ٥٨ درصدی سرمایه‌گذاری مواجه بوده‌ایم. این آمارها برای آینده کشاورزی ایران نگران‌کننده است. آیا علامت‌ها و شاخص‌هایی مانند رشد بالای پنج درصد در کشاورزی و خودکفایی در گندم، روشنی دم غروب هستند؟ آیا خانه را پای‌بستی لرزان است و ما در بند نقش ایوانیم؟رشد منفی سرمایه‌گذاری آثار زیان‌باری برای این  بخش خواهد داشت. در واقع  فرودی است با ‌هزاران نشیب، یک گام به عقب است در حین جنگ. نه یک گام تاکتیکی بلکه گامی از سر ناچاری. اخلال در فرایند «انباشت سرمایه» و «دهقانی‌ترشدن کشاورزی» ایران مهم‌ترین آثار کاهش سرمایه‌گذاری‌ها در بخش کشاورزی خواهد بود. بدون شک «سرمایه» بنیادی‌ترین عامل در توسعه کشاورزی است. سرمایه، از طریق فشار بر نظام تولیدی، نقش «محلل» دارد و موجبات دگرگونی در کشاورزی خواهد بود. نقش سرمایه در نظام دهقانی به‌مراتب پراهمیت‌تر از نظام‌های دیگر است. در نظام فئودالی/ ارباب-رعیتی اساسا به‌دلیل کالایی‌نشدن نیروی کار و دیگر ابزارهای تولید و همچنین دریافت و پرداخت‌های عمدتا جنسی، سرمایه هنوز به‌عنوان عوامل تولید ضرورت نیافته است. در تولید سرمایه‌داری/ کشاورزی صنعتی هم سرمایه، اهمیت نظام دهقانی را ندارد، زیرا تولید صنعتی مبتنی بر بازتولید «گسترده»، کسب سود و انباشت سرمایه است. در حقیقت منطق تولید صنعتی ایجاب می‌کند بخش مهمی از ارزش اضافی به‌گونه‌ای تولیدی در قالب نیروی کار، موادخام، ماشین و... انباشت شود؛ بنابراین شیوه تولید، آن زمانی‌ که به مرحله سرمایه‌داری ارتقا پیدا کرد، درواقع درون خود بی‌نیاز از سرمایه است. به‌علاوه اینکه این واحد‌ها به‌راحتی می‌توانند از نظام بانکی تسهیلات مالی دریافت دارند؛ اما در تولید دهقانی وضع دیگرگونه است. تولید دهقانی، هم در مرحله «بقا» به سرمایه و پول نیاز دارد و هم در مرحله «ارتقا» به شیوه تولید بالاتر. در نتیجه در شرایط نبود سرمایه از دو جهت زیان می‌بیند. سرمایه در کشاورزی یا از محل انباشت از درون نظام تولید تأمین می‌شود یا از سرمایه‌گذاری‌های دولت. منبع دیگری هم هست: سرریز سرمایه‌ها از دیگر بخش‌های اقتصادی، مانند صنعت و تجارت. به‌منظور ساده‌کردن تحلیل، فعلا از مورد اخیر صرف‌نظر می‌کنم. سرمایه‌گذاری دولت در کشاورزی با توجه به درآمدهای سرشار نفتی؛ اما سرمایه‌گذاری‌های دولت در این زمینه همواره کمتر از شش درصد بوده است. در صورت ناکافی‌بودن سرمایه‌گذاری‌های دولت در بخش کشاورزی، انباشت سرمایه از درون نظام تولید بسیار حیاتی است. پیشاپیش می‌دانیم ایران به‌صورت تاریخی با مسئله انباشت مشکل دارد. آن زمان که «مارکس» در جلد اول کتاب کاپیتال، مسئله انباشت بدوی سرمایه را [با تمرکز بر انگلستان] مطرح می‌کرد، یادش نرفته بود که به سخت‌جانی و مرارت‌های این فرایند در شرق دنیا اشاره کند. از دیدگاه مارکس، انباشت اولیه، حاصل سلب مالکیت از دهقانان است. در چارچوب دستگاه نظری مارکس، در ایران، هنوز پروسه «انباشت اولیه» انجام نشده است. پژوهشگران ایرانی، مسئله سلب مالکیت در ایران را [با قیاس اصلاحات ارضی با سلب مالکیت از دهقانان انگلستان] فیصله‌یافته می‌دانند. از دیدگاه نگارنده، مسئله سلب مالکیت و انباشت اولیه در ایران هنوز مفتوح است. در فرایند اصلاحات ارضی، از مالک/ ارباب سلب مالکیت شد نه از دهقان. جامعه ایران بعد از اصلاحات ارضی همچنان درگیر سلب مالکیت از دهقان و تمرکز زمین است. فراگیری و گستره تولید دهقانی (با حدود سه ‌میلیون بهره‌بردار) در شرایط حال حاضر ایران بر این دلالت دارد که این پروسه در میانه راه است و هنوز به فرجام نرسیده است. دهقانان عمدتا با مشکل «اندازه زمین» و «پس‌افتادگی» کشاورزی مواجهند. هزینه‌های آنان همواره بیش از ارزش اقتصادی تولیدات است. آنها گاهی مجبور هستند برای تداوم زندگی، سرمایه و دارایی اصلی خود (زمین و...) را بفروشند یا اینکه قرض کنند. نیاز آنها به پول با نیاز آنها به سرمایه یکی نیست؛ بنابراین گرایش آنها به پول، گرایش به سرمایه‌گذاری نیست. نیازهای پولی دهقانان ناشی از نیازهای به‌وجودآمده در خارج از حوزه تولید، مانند لوازم منزل، ازدواج فرزندان و... است، به‌همین‌دلیل بخشی از تسهیلاتی را که دهقانان با عنوان سرمایه‌گذاری از دولت می‌گیرند، صرف نیازهای جاری زندگی می‌کنند.  نتیجه اینکه؛ نازل‌بودن رشد اقتصاد ایران در بخش‌های مختلف، موانع تاریخی انباشت سرمایه از درون نظام تولید و رشد منفی سرمایه‌گذاری‌های دولت، موجب تضعیف بیش از پیش دهقانان، تجزیه طبقاتی مجدد و حتی رجعت آنها به شیوه‌های تولید منسوخ‌شده مانند سهم‌بری می‌شود.

برچسب ها کیمیانیوز

تماس با مدیر مسئول

مهدی جاوید پور

 

 

ایمیل : 

javidpoorjournalist@gmail.com

کیمیا نیوز در شبکه های اجتماعی